نامه‌هایی به دخترانم اسد سیف (نگاهی به کتاب فوزیه کوفی، سیاستمدار افغان)

“نامه‌هایی به دخترانم” زندگینامه نویسنده است که به تاریخ معاصر کشور نظر دارد. او کوشیده تا زندگی خویش با فراز و فرود جامعه همآهنگ سازد، از دشواری‌های زندگی در سال‌های گذشته و هم‌چنین مشکلات امروز جامعه افغانستان بنویسد. از مردمی بگوید که نزدیک به چهار دهه در زندگی آرامش نداشته‌اند.

شهرزادنیوز: “نامه‌هایی به دخترانم” عنوان کتابی‌ست از فوزیه کوفی، نماینده مردم منطقه بدخشان در مجلس شورای ملی افغانستان، و رئیس کمسیون زنان و حقوق بشر مجلس. این اثر چند ماه پیش به زبان انگلیسی منتشر و در اندک زمانی به بسیاری زبان‌های جهان، از جمله فرانسه، آلمانی، ایتالیایی، دانمارکی و… ترجمه شده است. کوفی در این کتاب کوشیده است تا داستان زندگی خویش را از کودکی تا رسیدن به شهرتِ سیاسی بازگوید. “نامه‌هایی به دخترانم” در واقع حکایت از نامه‌هایی دارد که نویسنده پیش از هر سفر به مناطق مختلفِ افغانستان برای دو دختر ده و دوازده‌ساله خویش به مثابه وصیت‌نامه، نوشته است. او در این نامه‌ها کوشیده تا واقعیت زندگی خویش و مردم افغانستان را بر دختران آشکار گرداند و به این طریق آنان را در رسیدن به اهداف خویش در زندگی یاری رساند.

پدر کوفی هفت زن داشت و او خود نوزدهمین فرزند از 23 فرزند خانواده است. نخستین دختری از خانواده که به مدرسه راه یافت و پس از به قدرت رسیدن طالبان بر کشور، به سیاست روی آورد و در پی سقوط آن رژیم، در سن سی‌سالگی به عنوان نماینده مردم بدخشان در دو دوره به مجلس راه یافت.

پدر، شوهر و سه برادر کوفی در ناآرامی‌های سال‌های اخیر در کشور کشته شده‌اند، و او خود تا کنون از چند سوء‌قصد جانِ سالم بدر برده است. به همین علت ترس آن دارد که در راه مبارزه کشته شود و دخترانش بی‌مادر گردند. کوفی تجربه‌ی زندگی در حکومت مجاهدین در افغانستان را با خود دارد. آن‌زمان ساکن کابل بود و هر روز شاهد درگیری‌ها، بمباران‌ها و به خاک و خون غلتیدن مردم. او پس از به پایان رساندن مدرسه، به قصد پزشک شدن، وارد دانشگاه کابل شده بود، ولی با آمدن طالبان به اجبار خانه‌نشین گردید. با مردی که دوست داشت، ازدواج کرد، اما ده روز پس از ازدواج، همسرش بازداشت و تحت شکنجه قرار گرفت.

“نامه‌هایی به دخترانم” زندگینامه نویسنده است که به تاریخ معاصر کشور نظر دارد. او کوشیده تا زندگی خویش با فراز و فرود جامعه همآهنگ سازد، از دشواری‌های زندگی در سال‌های گذشته و هم‌چنین مشکلات امروز جامعه بنویسد. از مردمی بگوید که نزدیک به چهار دهه در زندگی آرامش نداشته‌اند. از دخترانی که نتوانستند به مدرسه راه یابند و بدون این‌که دوران کودکی پشتِ سر گذارند، خود کودکی در آغوش داشتند. از پسرانی که به جای مدرسه تفنگ در دست گرفتند. از مردان و زنانی که هستی خویش در ناآرامی‌های از دست دادند و آواره شدند. این اثر داستان مقاومت زنی‌ست در برابر جامعه‌ای تا بُنِ دندان سنتی. داستانِ زنانی که نمی خواهند دگربار به پستوی خانه بازگشته، آن‌جا محبوس گردند. زنانی که می خواهند هم‌چون مردان در جامعه حضور داشته باشند .کوفی با سقوط طالبان به سیاست روی آورد، در بخش حقوق زنان و کودکان سازمان ملل فعالیت آغاز نمود و مبارزه خویش علیه بی‌عدالتی و تبعیض را گسترش داد.

زندگینامه
کوفی در واقع روایتِ دشواری‌های “زن بودن” است در افغانستان. روایت دختری که حضور او در جامعه، خود خلاف سنتِ حاکم است، روایت دختری که برای دستیابی به حقوق برابر با مردان و رفع تبعیض‌ها می رزمد، تسلیم نمی شود و به دختران خویش، شهره و شهرزاد، توصیه می کند تا در نبود او، تسلیم‌ناپذیر راهش ادامه دهند؛ “من مبارزه می کنم تا شما فردا در آزادی زندگی کنید”.

فوزیه وقتی در 1975 از مادر زاده شد، کسی خوشحال نگردید، زیرا دختری بیش نبود. به همین بهانه به زیر آفتاب سوزان گذاشته شد تا بمیرد. دختر اما نمرد، چنان‌چه سال‌ها بعد نیز، آن‌گاه که به سیاست روی آورد، از چندین سوء‌قصد جان به سلامت برد. مادر بعدها توجه بیشتری به او نمود و دختر از موقعیت بهره برد، به مدرسه راه یافت و سپس تحصیل را در دانشگاه پی گرفت. در همین ایام بود که پدر به دست مجاهدین کشته شد. خانواده به کابل کوچید. کابل اما خود به دست طالبان افتاد. سه برادر او در درگیری‌ها کشته شدند. زمان تیره و تاری برای زنان فرارسید. فوزیه هم‌چون دیگر زنان، خانه‌نشین شد. ازدواج کرد، اما همسر نیز بازداشت شد و سال‌ها بعد، پس از آزادی بر اثر شکنجه‌های وارده در زندان، درگذشت. حال اگرچه طالبان بر کشور حاکم نیست، اما ترورهایی که سازماندهی می کند، وحشتی دایم را در میان مردم دامن زده است.

از لابه‌لای زندگینامه کوفی می توان با زندگی چند دهه اخیر مردم افغانستان آشنا شد. با تاریخ کشوری آشنا شد که سال‌هاست هوایش به بوی باروت آغشته است و صدای گلوله در آن قطع نمی شود. کشوری که زمانی عرصه‌ی ماجراجویی‌های دو ابرقدرتِ ایالات متحده آمریکا و شوروی بود، زمانی دیگر نیروهای “ناتو” به به بهانه سرکوب “القاعده” صدها هزار سرباز در آن پیاده نمود. القاعده از بین نرفت و طالبان نابود نشد. آن‌چه ویران گشت و نابود شد، کشوری بود که مردم آن هم‌چنان آرزوی صلح در سر، و جهان را بی‌جنگ دوست دارند .این‌که آیا فوزیه کوفی نماد رهایی زن در افغانستان خواهد شد و یا قادر خواهد بود به پست ریاست جمهوری کشور دست یابد و امید مردم برآورده کند، سئوالی‌ست که پاسخ آن را باید به آینده واگذاشت. واقعیت این است که در آن کشور همین‌که زن باشی و به مجلس راه یابی، خود گامی‌ست بزرگ. در این شکی نیست که در شرایطِ کنونی بسیاری از خواست‌های کوفی در مورد مردم ستمدیده کشور، کار، آموزش و پرورش، حقوق بشر، زنان و تبعیض جنسی، سریع امکان تحقق نخواهند یافت. اصلاحات زمان می خواهد و شرایط، و افغانستان هنوز راه درازی در پیش دارد.  در برگردان آلمانی کتاب عنوان آن را چنین انتخاب کرده‌اند؛ “فقط یک دختر، یک زن افغانستان را تغییر می دهد” این اثر متأسفانه تا کنون به فارسی منتشر نشده است.

 



شریک ساختن:


تماس با ما :

آدرس ایمل : info@mocapparty.org

شماره تماس : 0796666619

وایبر: 0796666619

واتسپ: 0796666619

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ است